تفاوت بین BPM و ERP چیست؟

شاهین نوعی

28 اسفند 1396

برنا مقالات

به طور خلاصه یک سیستم مدیریت فرآیندهای کسب و کار(BPM) چیست؟

مدیریت فرآیندهای کسب و کار رویکردی است که بر دریافت و بهبود فرآیندهای کسب و کار تمرکز دارد تا یک سازمان کارآمدتر شود. چنین چیزی را می توان ابتدا با دریافت (capture) فرایندهای پی در پی موجود در یک سازمان شروع و سپس قدم ها(مراحل انجام فرآیندها) را روی نقشه های فرآیند ثبت کرد. در نتیجه شما می توانید ببینید که ناکارآمدی ها و تنگناها در کجا رخ می دهند. این بینش به شما امکان این را می دهد تا تغییراتی آگاهانه در هر فرآیند را برای کاهش هزینه ها و بهبود کارایی کلی ایجاد کنید.

کاربرد BPM

BPM می تواند درانواع مختلف از بخش های یک کسب و کار برای تحقق مجموعه گسترده ای از اهداف مختلف، مورد استفاده قرار گیرد. از جمله:
مراقبت های بهداشتی: بهبود فرآیندهای بیمار محور و ارائه کیفیت بهتر مراقبت
تولید: شناسایی و کاهش ناکارایی در یک خط تولید برای کاهش تنگناها
ساخت و ساز: برای شناسایی خطرات بالقوه بهداشت و ایمنی، و آگاهی کارکنان از سیاست ها و روش ها، در محل کار
امور مالی: برای پیروی از مقررات ادارۀ امور مالی (FCA)

به طور خلاصه یک سیستم برنامه ریزی منابع سازمانی(ERP) چیست؟

هدف اولیه هر کانال توزیع این است که شکاف بین تولید کننده محصول و کاربر آن را از بین می برد، چه طرفها در یک جامعه باشند و چه در کشورهای مختلف با هزاران کیلومتر فاصله قرار داشته باشند. کانال توزیع به عنوان مؤثرترین و کاراترین روش برای قرار دادن یک محصول در دست مشتری تعریف می شود. یک کانال، متشکل از نهادهای مختلف است که معاملات و تبادل فیزیکی را تسهیل می کند.

خرید و صورتحساب

حقوق و دستمزد

مدیریت موجودی

تولید

سیستم های ERP به یک کسب و کار اجازه می دهد تا فرایندهای اصلی خود را به لحظه مشاهده کند(با استفاده از یک سری پایگاه داده های یکپارچه و ردیابی منابع ، مانند پول نقد، مواد خام و سطوح سهام موجود). سیستم ERP عمدتاً اطلاعات کلیدی را ذخیره می کند، اما برخی از سیستم عامل های حرفه ای، شامل تجزیه و تحلیل فرآیند و قابلیت های بهبود نیز می شوند.

کاربرد ERP

ERP اغلب در تولید مورد استفاده قرار می گیرد، جایی که چندین فرآیند متقابل وجود دارد که عملیات کلیدی را شرح می دهند مانند:

جریان پول نقد:

پرداخت هزینه

با این حال ERP تنها به تولید محدود نمی شود. بسیاری از بخش های دیگر مانند مالی، بهداشت و دفاع از سیستم ERP برای اهداف مشابه استفاده می کنند؛ همچنین ممکن است برای قابلیت های اضافی مانند برنامه ریزی منابع انسانی یا مدیریت پروژه استفاده مورد استفاده قرار گیرد.

تفاوت بین مدیریت فرایند کسب و کار و سیستم های برنامه ریزی منابع سازمانی چیست؟

تفاوت اصلی بین BPM و سیستم های ERP این است که BPM بسیار متمرکز بر فرآیند است، در حالیکه ERP عمدتاً محدود به عملکرد سازمانی است. اگر شما به دنبال یک سیستم برای درونی کردن و خودکارسازی برخی از فرایندهای کسب و کار اصلی تان هستید، پس ERP احتمالا گزینه خوبی برای شما خواهد بود. با این حال اگر به تجزیه و تحلیل کسب و کار بیشتر نیاز دارید و قابلیت های بهبودی که یک سیستم BPM به ارمغان می آورد، پس این گزینه، بسیار بهتر خواهد بود.

تفاوت بین مدیریت فرایند کسب و کار (BPM) و برنامه ریزی منابع سازمانی (ERP) می تواند کاملا گنگ باشد. به نظر می رسد که: BPM یک عمل است، در حالی که ERP تعدادی فن آوری است که می تواند این عمل را پشتیبانی کند. با این گفتار، BPM می تواند با فناوری یا بدون فناوری به دست آید، هرچند داشتن یک سیستم مدیریت فرآیند کسب و کار (BPMS) و یا یک ERP توانایی شما برای بکارگیری عملکرد BPM را افزایش می دهد.

ERP، از سوی دیگر، تنها می تواند از طریق فناوری (و مهندسی مجدد فرآیند) به دست آید. و این موضوع به علت یکپارچه سازی اطلاعات در عملکردهای کسب و کاراست. با ERP، سازمان با استفاده از چند ماژول ، به یک منبع داده منحصر به فرد، دسترسی پیدا می کند. به عنوان مثال منابع انسانی، تدارکات و غیره. برخی از اپلیکیشن های سازمانی ممکن است قابلیت BPM را داشته باشند، اما دسترسی آنها معمولاً چیزی فراتر از نرم افزار(application) نیست.

برخلاف نرم افزار ERP که ممکن است دارای ماژول های یکپارچه باشد، اجزای BPMS معمولاً همیشه به صورت یک کل یکپارچه در دسترس نیستند.

BPM در مرکز خود، بر روی بهینه سازی کارایی فرآیندهای موجود، تمرکز دارد؛ نظارت بر اثربخشی فرآیندها ، مدل سازی فرآیندها و شبیه سازی. بنابراین BPMمی تواند به عنوان یک سطح “فرآیند_هوشمند” توصیف شود که می تواند با یک ERP سازمانی ادغام شود و یا نشود.

ادغام ERP با BPM

ادغام ERP با BPM می تواند کارایی و بهره وری سازمان را بهبود بخشد. مراحل زیر را برای ادغام آسان ERP با BPM دنبال کنید.

اگرچه ادغام BPM-ERP می تواند سرمایه بر باشد، اما مزایای آن قابل توجه است. براساس تجربه ما، یکپارچه سازی BPM-ERP می تواند به کاهش دوره های فرآیند از روز تا ساعت کمک کند. ادغام BPM-ERP همچنین ردیابی را آسان و سازگاری با الزامات قانونی و شرایط بازار را تسهیل می کند. نکات زیر به شما در ایجاد یک برنامه ی یکپارچه سازی BPM-ERP کمک می کند.

- افزایش دانش در مورد همه فرآیندهای کسب و کار
- ایجاد مدل برای این فرآیندها با قوانین /اصول کسب و کار
- برنامه ریزی ارکستراسیون(orchestration) فرآیند با استفاده از یک نمودار جریان (flow chart) از ابتدا تا انتها
- پیاده سازی یک مکانیزم برای اندازه گیری اجزای اصلی -با استفاده از موافقت نامه های سطح خدمات (SLAs)
- دعوت از بازخوردهی و بهینه سازی طراحی فرآیند در طول زمان

باید توجه داشته باشیم که BPM می تواند به طور فعال از پیاده سازی ERP پشتیبانی و آن را مدیریت کند.

تولید کننده محصول

یک صنعتگر، سازنده، کشاورز یا سایر تولید کننده صنایع استخراجی

کاربر محصول

فردی، خانوار، خریدار تجاری، موسسه یا دولت

واسطه‌های خاص

فردی، خانوار، خریدار تجاری، موسسه یا دولت

یک کانال سه عملکرد مهم را انجام می دهد.

  • عملکرد معاملات: خرید، فروش
  • عملکرد لجستیک: مونتاژ، ذخیره سازی، مرتب سازی و حمل و نقل
  • عملکرد تسهیل کننده: خدمات پس از خرید و تعمیر و نگهداری، تامین مالی، انتشار اطلاعات، و هماهنگی کانال و یا رهبری
  • این عملکرد ها برای جریان موثر محصول و شناساندن محصول به مشتری و پرداخت به تولید کننده، انجام می شوند.

شبکه توزیع چیست؟

یک شبکه توزیع، یک گروه متصل به سیستم های ذخیره سازی و سیستم های حمل و نقل است که موجودی کالا را دریافت می کنند و سپس آنها را به مشتریان می فرستد. این یک نقطه میانی برای انتقال محصولات از تولید کننده به مشتری نهایی، به طور مستقیم یا از طریق یک شبکه خرده فروشی است. یک شبکه توزیع سریع و قابل اعتماد در یک جامعۀ مصرف کننده ضروری است.

شبکه توزیع

زنجیره تامین کالاها، می تواند یک شبکه توزیع گسترده ای از ، “محصولات” و “موقعیت مکانی مشتری” را شامل شود. یک تولید کننده ممکن است یک شبکه توزیع برای سرویس دهی به عمده فروشان داشته باشد، که در آخرین لینک زنجیره تامین، کالا را در فروشگاه های خرده فروشی خود می فروشند. در عوض، یک زنجیره تأمین ساده می تواند یک تولیدکننده را به محصولات (وارد شده به شبکه توزیع )و سپس به طور مستقیم به مصرف کنندگان، متصل کند.

مکان (نزدیکی به مشتری) و کیفیت زیرساخت، ویژگی های مهم یک شبکه توزیع هستند. علاوه بر این، توابعی نظیر ذخیره سازی، مدیریت و حمل و نقل، در یک فرآیند توزیع ،به منظور رفع نیازهای خاص یک شرکت برای خدمت به مشتری، تنظیم شده اند. برای یک شبکه توزیع کامل، یک شرکت باید نیازهای تجهیزات، کارگران، سیستم های فناوری اطلاعات و جایگاه حمل و نقل را برنامه ریزی کند.

ترجیحات مصرف کننده

اول و مهمتر از همه، “عادت ها و رفتارهای مصرف کننده”، بیشتر از هر چیز استراتژی یک کانال را تعیین می کنند. اگر همه مشتریان سازمان دوست دارند در Walmart خرید کنند، ممکن است شروع قفسه بندی محصولات به صورت Walmart، ایده هوشمندانه ای باشد. اگر مصرف کنندگان تمایل زیادی برای پیدا کردن یک محصول مشخص در یک کانال مشخص داشته باشند، سازمان ها باید تلاش کنند تا این اتفاق بیفتد (تا جایی که هزینه های فرصت از مزایای بالقوه کمتر باشد).

هزینه

برخی از کانال ها نسبت به دیگران هزینه بیشتری خواهند داشت. کالاهای کم هزینه در خرده فروشی های ارزان قیمت، بهترعمل می کنند. با این حال، فروش مستقیم، واسطه های بین کاربر و تولید کننده را از بین می برد، و از این رو می تواند حتی هزینه کمتری داشته باشد(البته حمل و نقل، ذخیره سازی و سایر تدارکات باید در نظر گرفته شود). عمده فروشان مایل به خرید کالاهای بزرگ هستند، اما معمولا با تخفیف قابل توجه. در بسیاری از موارد، منحنی حداکثر درآمد کلی، یک ابزار مفید در تعیین حجم مطلوب در قیمت مطلوب یک شرکت برای تحقق یک تقاضای بازار است.

نام تجاری

سازمان ها، به منظور ایجاد یک کانال ، “اتحاد های استراتژیک” ایجاد می کنند، و این اتحاد ها بر روی ابتکارات کلی مارک(برند) تجاری هر دو طرف منعکس خواهد شد. اگر خرده فروشان آنلاین، یک نوع خاصی از اقلام را ذخیره کنند، کاربران آن خرده فروش آنلاین دو برند را با هم مقایسه خواهند کرد. این می تواند بر چگونگی دیدگاه مصرف کنندگان هر دو شرکت تاثیر بگذارد. به عنوان مثال، یک سازنده قهوه ساز نمیخواهد محصولش در یک خرده فروشی حراجی بیافتد، زیرا قدرت برند را در نظر مصرف کننده کاهش می دهد. فروش بالای یک محصول نهایی در یک کانال توزیع کم هزینه، می تواند فروش را کاهش دهد و سودآوری (از طریق ارائه قیمتی که تولید کننده به آن علاقه مند نیست) را کاهش دهد.

بومی سازی

در اقتصاد جهانی فعلی، بومی سازی از طریق انتخاب کانال های بازاریابی مؤثر و ورود به بازارهای جدید، امری مفید است. برای مثال، تولید کننده کالاهای خانگی مانند مواد شوینده، می تواند به راحتی کالاهای خود را در اروپا و ایالات متحده بفروشد. سوال برای انجام این کار، این است که خرده فروشان چگونه کار می کنند و چگونه نام تجاری را به مشتریان معرفی می کنند. انتخاب کانال استراتژیک می تواند تا حد زیادی توانایی سازمان را برای دستیابی به این هدف بهبود بخشد.

پخش مویرگی

پخش مویرگی به سیستم پخشی گفته می شود که از طریق کانال های توزیع، شبیه به مویرگ ها و شاهرگ های بدن انسان، انجام می شود.

تمام آن چیزی که شرکت های فروش و پخش و توزیع نیاز دارند، یک نرم افزار جامع، یکپارچه، انعطاف پذیر و هوشمند است. نرم افزار پخش و توزیع مبنا با داشتن امکانات بی نظیر و استفاده از هوشمندی در انجام کارها، فروش را با ایده های خلاقانه و نوآورانه همراه میسازد.

درخواست دمو

پخش سرد

پخش گرم

پخش سرد

درمرحله اول فردی به عنوان ویزیتوربه فروشگاه سرمی‌زند و با ابزار خود(ویزیت سنتی که از کاغذ وقلم برای یادداشت و از کاتالوگ کاغذی برای معرفی محصولات استفاده می‌شود یا ویزیت مدرن که از تبلت و نرم‌افزار مخصوص ویزیت استفاده می‌شود) شروع به ویزیت و سفارش گیری می‌کند.سپس پس از ارسال درخواست به شرکت پخش مأمور توزیع سفارش فروشگاه را تحویل می‌دهد. (در اینجا مأمور توزیع نیز می‌تواند با داشتن تبلت و نرم‌افزار مخصوص توزیع ریز کالاها را تحویل و تسویه را وارد کرده و از مشتری امضا بگیرد.

پخش گرم

در این نوع پخش مأمور توزیع و ویزیتور یک نفر می‌باشد به این شکل که ویزیتور محصولات را در خودرو خود می‌گذارد سپس با سر زدن به فروشگاه‌ها با ابزار خود (ویزیت سنتی که از کاغذ و قلم برای یادداشت و از کاتالوگ کاغذی برای معرفی محصولات استفاده می‌شود یا ویزیت مدرن که از تبلت و نرم‌افزار مخصوص ویزیت استفاده می‌شود) شروع به ویزیت و سفارش گیری می‌کند. پس از ثبت سفارش محصولات مورد نیاز فروشگاه را در همان لحظه به فروشگاه تحویل می‌دهد. در صورت ویزیت مدرن ویزیتور می‌تواند با داشتن چاپگر کمری فاکتور مشتری را در همان لحظه پرینت کرده و تحویل دهد.